http://bayanbox.ir/info/2521631608745910525/6646122031172123611966652213112440200170 می دونید الان کجام؟ :: روزمرگی هایم

روزمرگی هایم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۴ مرداد ۹۷، ۰۶:۵۱ - بابای نرگس
    آمین

می دونید الان کجام؟

پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۵۱ ب.ظ
رفتیم عکاسی و عکسها رو انتخاب کردیم شروع کردند درباره سایز و شاسی و اینا حرف زون و من‌نگاهم رو عکسهای دیوار جلوم بود که عکس عروس و داماد بود 
و بغض تو دلم افتاد که دختر تو هیییییچ وقت عکسهای جشن عروسیتو نداشتی! و فیلمت و باغ! :'( 
بلند شدم اومدم بیرون 
چند دقیقه بعد مامان و خواهر اومدن 
و مامان گفت تا میدون خ. پیاده بریم 
شدیدا بی حوصله بودم 
از جلوی ساعت زمان رد شدیم و خاطرات ساعت سرعقد خریدن یادم اومد 
بعد کم کم طلافروشیها و خاطرات انگشتر گم شده ام و سرویس طلایی که فقط بهم دهن کجی کردن و...
بغض هی فشار خورد و فشار خورد تا به خیابون ارگ رسیدیم 
به اون مغازه سرویس عروس و داماد و روزهایی که دنبال آینه بودیم و نخریدیم! و سفره ی عقد من بی آینه شمعدون بود 
بعد اومدیم کارت ملی جدیدهامو بگیریم که گفتند اصل شناسنامه رو میخوان 
مامان گفت بریم 
گفتم نمیام 
اونا میخواستن برن مسجد و من نمازی نیستم 
از دوازده و بیست دقیقه تا الان که نیم ساعت شده من نشستم اینجا تو دفاتر خدماتی! که ساعت یک بشه و بلند شم برم! به همین بی برنامگی!!!! 
و الان ده دقیقه هست دختر همسایه دیوار به دیوارمون اوند نشست کنارم و با یکی از این کارکنان رفیق دراوند و کلی حرف زد و منم وقتی نشست یه لحظه برگشتم و حس کردم دختر همسایمونه ولی سرم تو گوشی بود اونم چیزی نگفت!!!!! :) چی کار داره بگه خوب؟ اون از من ده سال کوچیکتره و بچه اش داره دندون درمیاره 
منم یه پیر دخترم که موهای سفیدم کم کم دارن های لایت سوزنی میشن رو موهام! 
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۸
برگ سبز

تنهایی

شخصی

نظرات  (۲)

http://ruzmaregi1.blog.ir/post/32
پاسخ:
؟ 
عجب کامنت عجیبی 
برم ببینم چیه !! (انصافا)
.
.
.
ای خواهر (خواهری دیگه؟) اون مربوط به سال ۹۶ هست
افسوس که هر چه آید سال نو گویم دریغ از پارسال 
با این اتفاقاتی که افتاد زندگی خودم که هیچ دیگه اون که هیچ ولی با اتفاقاتی که واسه داداشم افتاد 
کاش هنوزم حرم واسم تکیه گاه بود 
نیست 
افسوس که نیست 
.
.
.
نکنه خودت حرمی؟ التماس دعا
با خوندن این پستت 
ته دلم گفتم خدایا بهش ازدواج رو بده 
نمیدونم برات پیش اومده یا نه 
از اون مدل ارزوهایی ک برای بقیه میکنی و همون لحظه حس میکنی برآورده میشن... 
 

پاسخ:
اوه مای گاد :)  [منم از ته دلم]
الهی آمین ! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">