http://bayanbox.ir/info/2521631608745910525/6646122031172123611966652213112440200170 چرا می خوام ازدواج کنم؟ :: روزمرگی هایم

روزمرگی هایم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۴ مرداد ۹۷، ۰۶:۵۱ - بابای نرگس
    آمین

چرا می خوام ازدواج کنم؟

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۴ ق.ظ

۱. چون مزاحم زندگی کسی دیگه نشم 

۱-۱ چون یه نیاز مسخره تو وجودم هست که مرده شورشو ببرن چشم باز می کنی می بینی هی به تو میگه چرا تنهایی؟ :/ 

۲. دو تا وجود عوضی تو خونه مون هست که مخصوصا از اولی که مذکره بدجور چشم می زنم :|  و دومی هم که چهارده سال ازم کوچکتره شدیدا پشت به پشت اولیه 

۳. ایییین همه میگن تنهایی بعد ازدواج درست نمیشه و بدتر!! میشه اما همون ۱-۱ عنتر راحتم نمیذاره 

۴. اگه با این آقا ازدواج کنم باید تمااااام مدت حواسمو جمع کنم کسی نبینتش و نشناسدش :( 

ضمن اینکه باید خیلی با ترس و لرز و احتیاط زندگی کنم که دل آقا رو نزنم یهویی بندازه بره و بعدا بگه "نمدونم دیگه این چی بود تو زندگی ما قسمت ما هم اینجوری بود یا اشتباه کردم" :| 

۵. اگه با این آقا ازدواج نکنم هیشکی دیگه نیست باهاش ازدواج کنم، می فهمین؟ 

من آدمی ام که تو هیییییچ جنبه زندگیم مقبول نبودم 

هییییچ جنبه ای :(

بعد دوباره شماره ۱ و ۲ و ۳ رو باید در نظر بگیرم 

لعنت بر من 

لعنت 


نظرات  (۳۳)

اشتباه نکن
از چاله به چاهه 

پاسخ:
قرارم همون حرف اولمه 
باید بره مشاور 
ببینم دکترم در موردش چی میگه 
اون اوکی کنه مجبورم جواب بدم 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۴ مریــــ ـــــم
برگ سبز
من کوچکتر از اونی هستم که بخوام در قالب نصیحت چیزی بهت بگم
ولی خواهش میکنم
خواهش میکنم
بخاطر فرار از شرایطی که الان توش هستی 
و باکسی که مطمعن نیستی ادم خوبی باشه یا نه ازدواج نکن
چرا به خدا اعتماد نمیکنی
چرا توکل نمیکنی بهش
خیلی راه های بهتری برای لذت بردن از زندگیت هست
پاسخ:
از کجا معلوم؟ ها؟ اینو کی فرستاده؟ کسی غیر از خدا؟ هوم؟ 
اگه دکترم روز اول می گفت نه من هیییچ حرفی نداشتم و قاطعانه می گفتم نه 
اما اون می دونی چی گفت؟ گفت مگه این مسئله دلیل رد کردن هست! 
می فهمی؟ 
انگار آب یخ ریختن روم! 
ماتم برد!

هرچی خیره 
خدا خودش پناهت باشه 
پاسخ:
مرسی
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۷ مریــــ ـــــم
به صدای قلبت گوش کن برگ سبز
پاسخ:
اون منفیه 
باز مثبته 
باز منفیه
باز مثبته 
دو روز پیش مثبت بود 
الان منفیه 
باز اینا برن یا خبری ازشون نشه مثبت میشه 
من احمقم قلبمم احمقه 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۸ تسنیم ‌‌
نمیدونم چی بگم، دلایلت دلایل کاملا اشتباهی هم نیست، ولی دلایل اصلی برای ازدواج نیست. توی همچین ازدواجی می‌تونی توقع داشته باشی که فقط همین مشکلاتت برطرف بشه، چون اهدافت همینا بوده.
گرچه ان‌شاءالله دستاوردهای خیلی بیشتری داشته باشه.
پاسخ:
دلیل اصلی واسه ازدواج مگه چیه؟ 
بنظر من همون ۱-۱ هست ولاغیر :/ 
اما میگن اونو هم درست نمی کنه 
بقیه واسه چی ازدواج می کنن؟ 
اینا رو جدی پرسیدم و جوابشو میخوام 

ف. من دیشب دوباره دلم برای شوهر خودم تنگ شد 
برای خودش شاید نه (مطمئن نیستم البته) اما برای روزایی که بود چرا 
دیشب با خودم گفتم تو هنوز یاد اون میفتی و بعد با حسرت اون میخوای با یکی دیگه ازدواج کنی! چقدر بدبختی! اون احتمالا الان داره به پیش فرستادن بچه ش فکر می کنه :( 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۰۷ مریــــ ـــــم
هیچوقت آدمی که حالتو خوب نمیکنه رو قبول نکن
هیچوقت
چون اونوقت بقیه زندگیت‌هم میشه مثل همینی الان هستی
پاسخ:
از کجا بفهمم خوب می کنه یا بد می کنه؟ 
من چشمی ام 
چشمم می بینه خوب میشم :( 
.
.
.
های حسین بی معرفت سنگدل 
که وقتی گریه کردم گفتی اشکت گریه ی تمساحه 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۱۱ مریــــ ـــــم
چراپس الان تو جنگ تاخودتی؟
پاسخ:
نمیفهمم چی میگی 
دیشب نمی دونستم قرار گذاشتن با بابا که بیان 
همینجوری یهویی دلم گرفت و گریه کردم 
بهانه شو میخوای بدونی؟ بهانه اینکه دلم گرفت یک کم زشته وسط جمع بگم ولی میگم 
روز پنج منس از ظهر خوابیدم تا عصر (شب قبلش یعنی پریشب شبکار بودم) با خیال راحت خوابیدم چون روزپنج می دونستم خبری نیست 
ولی عصر که بیدارشدم اول فکر کردم از گرما عرق کردم غلت زدم و چند دقیقه صبر کردم اما دیدم هنوز بدنم داغه 
فهمیدم خرابکاری شده 
پا شدم به مامان گفتم دامنمو گرفت گفت این خشکه عیب نداره 
گفتم ولی من خیسم :/ قالیچه چی میشه گفت عیب نداره 
از همونجا اعصابم به هم ریخت 
می خواستم برم حموم بس که چرب و کثیف و گرمم اما نرفتم 
باز شب خوابیدم 
و بیدار که شدم دیدم بله اون فقط یه ضد حال بود که اثری ازش نیست :/ 
یه عالمه قرص هورمونی و تقویتی و اعصاب و ....
کلی هزینه و ...
آخرشم هیچ 
همه رو ریختم کنار 
منظورم اینه فکر می کنی از حضور این آقاست؟ من موقع ارشدم هم همین حال رو داشتم 
من نوقع هر چیزی همین حال رو دارم :( 
فقط موقع حضور حسین بود که اینجوری نبودم که اونم اون رفت :'((
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۲ تسنیم ‌‌
خب من به این سوالی که پرسیدی معمولا جواب نمیدم، چون حس میکنم به نظر همه کلیشه‌ای و مسخره میاد. ولی چون میخوای بشنوی میگم، حق هم نداری بگی شعاریه! اوکی؟ :)
من ازدواج می‌کنم (ان‌شاءالله) تا دوتایی دست همو بگیریم بریم بالا :) پابه‌پای هم رشد کنیم. و حتی میخوام که اون بیشتر باعث رشد من بشه :) [بعله، خودخواهم] یادمه یه درسی تو کتاب بینش دبیرستان بود در مورد اهداف ازدواج، من قبل از اون درس برای اولین بار به این موضوع فکر کردم و با خودم گفتم هدف تو چیه؟ و بعد همین جواب رو به خودم دادم. جالبه که تو اون درس این هم جزء اهداف ازدواج و بلکه بالاترینش بود، واسه همین میگم کلیشه‌ایه.

اینکه دلت برای دونفره بودن تنگ بشه طبیعیه و برای اینکه یاد قبلی میفتی هم نباید خودتو شماتت کنی. گاهی بخاطر اینکه مقاومت میکنی مقابل یادآوریش، یادش مرتب تکرار میشه. به نظرم همه چیزش رو با هم به یادت بیار تا دلت زیاد هم تنگ نشه، خوبی‌هاش همراه بدی‌هاش.
پاسخ:
چه خوب 
تو به فکر بهشتی 
اما من هیچ وقت فکر نمی کنم به در بهشت هم برسم :( 
.
.

فایده ای نداره بدی هاشم که یادم میاد دوباره غصه می خورم و دلم تنگ میشه :(
چت شده که دوباره داری این جوری حرف میزنی؟ این حرفا کمکی به روند تصمیم گیریت نمیکنه! فقط داغونترت میکنه!
پاسخ:
نمی دونم 
می فهمی؟ نمی دونم چم شده 
می دونم این منم 
دختری که هیچ وقت ثبات نداره 
دختری که چون عکس شوهرشو نداره عکس اون یارو مشاور رو نگاه می کنه و حس می کنه دلش واسه اونم تنگ شده و بعد میگه داری مزاحم زندگی دیگران میشی 
نه یه بار 
که دو بار 
تو یه احمقی که عرضه بدست آوردن کسیو نداری که هییییچ 
عرضه نگه داشتنشو هم نداری 
حسین من کو؟ حسینی که فکر نمی کرد جواب مثبت بهش بدم کجاست؟ 
رفته! رفته! برای همیشه 
چون عرضه نداشتم نگهش دارم 
چون عرضه نداشتم بهش بفهمونم دوسش دارم 
و بقیه ش اگه اختلافه اختلافی از جنس دوست داشتنه از جنس اینکه اونو می خوام برای خودم باشه .
.
.
.
.
روند تصمیم گیری کاملا مشخصه 
من مجبورم بگم آره! 
می فهمی؟ 
مجبورم
مجبوووووووور 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۸ تسنیم ‌‌
جواب کامنت آخر مریمم پاک کن :/
پاسخ:
نمی خوام بذار بمونه 
چیزی که در عالم است در آدم است :/ 
چرا مجبوری؟
پاسخ:
چون در متن پست نوشتم 
من ازش اجبار ندیدم عدم مهارت تطبیق دیدم. که اونم با ازدواج، اونم با یه مرد نامناسب بدتر میشه عوارضش.
پاسخ:
عدم مهارت نمدونم چی چی 
خدایا هزار بار گفتم من قلنبه سلنبه نمی فهمم :/ 
یه مرد نامناسب! تو نبودی دو روز پیش می گفتی شاید همین بختته؟ 
هنوزم میگم ولی این به معنی اجبار در ازدواج با این مرد نیست.
مناسب نبود نباید چون مثلا یه مذکری توی خونه تون هست جواب مثبت بدی...
کلمه قلمبه سلمبه نگفتم! تطبیق نمیدونی یعنی چی؟ خودتو چرا به خنگی میزنی؟
این طوری کنی فکر میکنی دلم برات میسوزه؟
پاسخ:
مناسب نبود؟ 
از کجا بفهمم نیست یا هست؟ 
اینایی که من نوشتم با توجه به شرایطیه که ازش می دونم 
اخلاقشو که هنو نمی دونم که 
الان یهو همتون نوشتین وای و ووی و چی 
عزیز دلم اون که نوشتم باید مواظب باشم کسی نبینتش تا نشناسدش با جلسه گذاشتن و دوران نامزدی درش فرقی ایجاد نمیشه خواهر من 
متوجهی؟ 
نخیر نمی دونم مهارت تطبیق با چی میگی 
رفتم پستمم دوباره خوندم 
با پسر بزرگ خانواده مهارت تطبیق ندارم؟ اونم نداره 
کدوممون داریم اصلا؟ :/ هیچ کدوممون! 
اما مجبوره منم 
من! 
چون بزرگه 
بی خواستگاره 
دخخخخختره! 
ترشیده هه 
آش نخورده دهن سوخته هه!!!( مطلقه ی دختر مونده!!!!) منم! نه اون پسر بزرگ خونه 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۱ پلڪــــ شیشـہ اے
با همه این اوصاف، باید همون کاری که میگی رو انجام بدن، بعد تصمیم بگیری که آیا شرایطش جوری هست که باهاش کنار بیای? یا نه?
داداش و خواهرتونم چند وقت دیگه ازدواج می کنن میرن پی زندگی شون، اون وقت دیگه حال و حوصله و وقت کری خوندن و اذیت کردن شما رو ندارن. چه بسا پشیمان هم میشن از حرکتهاشون. الان این قدر محرک ها توی جامعه زیادن الی ما شاءالله، که اغلب مجردا عصبی هستن به خاطر فشاری که بهشون وارد میشه. حالا یه عده روی اعصابشون کنترل دارن، یه عده هم ندارن.
:) 
می دونی عزیزم، حس دلتنگی که به همسر سابقت داری، بعد ازدواج برطرف میشه، شاید چون الان احساس تنهایی می کنی این حسها سراغت میان. دیدم که میگم. اما بعدا ان شاءالله، چه با این آقای محترم، چه هر کس دیگه ای، اون قدر به لطف خدا انس و الفت بین تون برقرار میشه که دیگه اصلا اهمیتی ندارن واست او گذشته ها. 
این که یه مردی بخواد بره، با تلاش زن درست نمیشه. مردای رفتنی میرن، اما اون کسی واقعا با جون و دل شما رو بخواد، پای همه چیزت می مونه. بعدم سعی کن فقط با خودت حرفهای امیدوار کننده و فرح بخش بزنی، این طوری استرس و اضطرابت هم کمتر میشه. راجع به خودت قشنگ فکر کن. :) زیبا فکر کن. تو لیاقتش و داری. خدا عاشق بنده هاشه، تو هم عاشق خودت باش.
فقط با منطق و تحقیق و اینها جلو برو و از خودش بخواه و بقیه رو به خودش بسپار. خود پروسه ازدواج تنش داره به خودی خود، سعی کن خودت دیگه فقط رو آرامشت کار کنی و به خودت تنش مضاعف وارد نکنی.
پاسخ:
مامان گفت تو اگه قراره با بود و نبودشون استرس داشته باشی اصلا بهتره نباشن 
انگار همه به دهن من نگاه می کنن 
اینجا توی وب 
اینجا توی خونه 
اونجا توی دفتر مشاوره 
منم که به قلب داغون روانیم نگاه می کنم 
و مغزبی عقل احمقم! 
اینکه یه مردی بخواد بره طبق دین اسلام حقشه! باید بره ! چون کام دلشو از اون زن گرفته! نص صریح قرآن در مورد جناب زید! 
اما زن! بره بمیره تنش رو تو گوه کنه که یه مرد نمیخوارش 
خاک بر سرش کنن که 
.
.
.

همه مقاله ها و حرفها در مورد اینه که زن بااااااید اینجوری کنه این گوهو بخوره اون گوهو نخوره 
آفرودیت و آتنا و هرا و عن و سگ و مرگ و درد برای زنه نه برای مرد! 
چون مرد حقشه حتی اگه گوه بود زن داشته باشه 
اما زن اگه یه ذره از حد عالی و متعادل کج بود حق هیچی نداره! 
نداره! 
منم دارم می بینم که میگم 
وای خدا وسط نوشتن اینا یهو کم آوردم پلک 
یهو گریه ام گرفت 
نمی کشم دیگه نمی کشم 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۱ پلڪــــ شیشـہ اے
با همه این اوصاف، باید همون کاری که میگی رو انجام بدن، بعد تصمیم بگیری که آیا شرایطش جوری هست که باهاش کنار بیای? یا نه?
داداش و خواهرتونم چند وقت دیگه ازدواج می کنن میرن پی زندگی شون، اون وقت دیگه حال و حوصله و وقت کری خوندن و اذیت کردن شما رو ندارن. چه بسا پشیمان هم میشن از حرکتهاشون. الان این قدر محرک ها توی جامعه زیادن الی ما شاءالله، که اغلب مجردا عصبی هستن به خاطر فشاری که بهشون وارد میشه. حالا یه عده روی اعصابشون کنترل دارن، یه عده هم ندارن.
:) 
می دونی عزیزم، حس دلتنگی که به همسر سابقت داری، بعد ازدواج برطرف میشه، شاید چون الان احساس تنهایی می کنی این حسها سراغت میان. دیدم که میگم. اما بعدا ان شاءالله، چه با این آقای محترم، چه هر کس دیگه ای، اون قدر به لطف خدا انس و الفت بین تون برقرار میشه که دیگه اصلا اهمیتی ندارن واست او گذشته ها. 
این که یه مردی بخواد بره، با تلاش زن درست نمیشه. مردای رفتنی میرن، اما اون کسی واقعا با جون و دل شما رو بخواد، پای همه چیزت می مونه. بعدم سعی کن فقط با خودت حرفهای امیدوار کننده و فرح بخش بزنی، این طوری استرس و اضطرابت هم کمتر میشه. راجع به خودت قشنگ فکر کن. :) زیبا فکر کن. تو لیاقتش و داری. خدا عاشق بنده هاشه، تو هم عاشق خودت باش.
فقط با منطق و تحقیق و اینها جلو برو و از خودش بخواه و بقیه رو به خودش بسپار. خود پروسه ازدواج تنش داره به خودی خود، سعی کن خودت دیگه فقط رو آرامشت کار کنی و به خودت تنش مضاعف وارد نکنی.
پاسخ:
مامان گفت بابا دیشب دروغ گفته شنبه میان! 
مامان گفت بابا دیده تو گریه می کنی این حرفو زده 
بابا فکر کرده من از رفتنشون گریه ام گرفته 
هه 
من از بودنشون بیشتر جوش می زدم 
دیشب به مامان گفتم زنگ میزنن یه جور زنگ نمیزنن یه جور 
دیشب قبل اینکه بابا بیاد رو پشت بوم به خدا گفتم خدا اگه زنگ میزدن هم من بازم حالم بد بود
الانم خدا رو شکر می کنم زنگ نزدن! 
یعنی بنده خداها ۴ بار مشت سر هم زنگ زدن که بابا نتونسته بود جواب بده و بعد هم زنگ نزده بود اونام احتمالا فکر کردن جوابمون منفیه 
من عاشق خودم هرگز نیستم 
هرگز 
نمی تونم عاشق احمقی مثل خودم باشم 
حس دلتنگی اگر ازدواج کردم بعد میام میگم برطرف شد یا نه 
فعلا دلم برای روزایی که جوابونه و حلقه تو دستم بود و می دونستم شوهر دارم تنگه 
خواهر کوچیکه و پسر اولی رو هم بذار بگمت: 
اون پسر بعد ۶ سال لیسانسشو نتونست بگیره 
بیکاره و درآمد نداره 
پس 
حالا حالا هااااااا ازدواج نمی کنه 
خواهر کوچیکه هم با وجود ۱۹ سال سن 
فقط یه دونه اومدن خواستگاری و همون جلسه اول رفتن و دیگه هییییچ 
این زمونه زمونه سن پایین ازدواج کردنه خواهر 
گرچه همون پسر اول برام معضله 
اینکه صد سال دیگه بابا مامان نباشن اون همه چیو خواهد چاپید 
مثل همین الان که همه چیو می چاپه و می دزده 
اگر ازدواج دائم باشه عواقبش کمتره
البته باید این رو قبول کنیم که برای بعضی از ما ازدواج یعنی انتخاب راه سخت تر توی زندگی
ولی به هر حال این راهیه که باید بریم تا به هدفمون برسیم

قطعا اگه به خدا توکل کنیم سختیهای مسیر آسون تر میشه

اینهاییکه عرض کردم از سر شکم سیری نیست چون خودم زندگی راحتی ندارم و...
پاسخ:
اگر ازدواج دائم باشه؟ 
آه قلبم! 
ببخشید که دائم بودن را من زن فقط رو کاغذ و صوری انتخاب می کنم که خدا شاهده اسفند نود و یک من جواب دائم را بله داده بودم اما شد چهار ماه! 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۱۵ مریــــ ـــــم
چون زشته میخوای بگی نه؟!

پاسخ:
همتون به دو تا جمله ی اون جواب گیر بدین :| 
مهم نیست بدین ولی اینو بدونین: 
جوابم به تو بزرگگگگگترین بخش زندگی منه می فهمی؟ برای شانزده سال!
نه 
نمی فهمی به قرآن و الهی هییییچ وقت نفهمید
هیییییچ وقت 
هییییچ کس 
جوابم به تو را پاک نمی کنم مگه روزی که یائسه بشم و تموم بشه پریودهای اعصاب خرد کنم 
که البته با تمام وجودم امیدوارم قبل از یائسگیم بمیرم 
و اون روز رو نبینم 
چون اون روز بیست سال دیگه است 
بیییییست ساااااال! 


به جا این همه چرت و پرت و منفی بافی، خب درست توضیح بده شرایط خواستگار رو.
دلیل اصلی رد کردنت چی بوده که دکتر گفته این دلیل رد کردن نیست؟
هرچند من تا اونجایی که می شناسمت معیارات برای ازدواج خیلی هم درست نیست! مدام در حال مقایسه با بقیه ای به جای اینکه ببینی خودت چقدر دلت باهاشه.

همونیه که دوتا جدایی داشت و شماره نداده بود برید تحقیق از قبلیا؟ حالا تحقیق کردین از موردای قبلی؟
پاسخ:
نه نداده بود 
سه بار عزیزم نه دو بار 
خودم دلم با کیه؟ 
من عاشق اونام که تو محل کارم می بینمشون دلا 
و آیا این مثل اوناست؟ نه
الانم که تموم شد دیگه 
چون اونا زنگ نزدن بابام الکی گفته 
و البته من از بودنشون به هم می ریختم 
همش فکر می کردم چطور میشه یه پسری که تو شهر زندگی می کنن رو از دیگران قایم کنی؟ که نفهمن! که آبروت نره؟ 
تو فامیل ما 
تو خانواده ما 
که همه چیو به سرت می زنن 
حتی شوهر قبلیمو تو جشن به سر من زده بودن که زیر گریم بود که ابروهاشو برداشته بود! 
اون وقت چطور این یکیو؟
این یک مورد 
مورد بعدی: چطور باهاش تا می کردم کسی که بعد سه نفر راحت میگه این شانس و قسمت من بود!!!! 
و دلایل جداییشو یکی تفاوت هفت هشت ساله با همسر 
یکیو بچه دار نشون بعد کمتر از یک سال و یکی هم کم حجابی (که والا حجاب در زن خیلی تابلوئه در مرده که مشخص نمیشه لعنتیها چجورین تا وقتی بعدا ببینی برخورداشونو) 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۲ مریــــ ـــــم
من معذرت میخوام
چرا اینقد عصبانی هستی
من عذر میخوام

پاسخ:
ببخشید مریم 
ببخشید 
ببخشید :( 
به تدا داشتم جواب پلک شیشه ای رو می نوشتم دیگه اشک ریختنم تبدیل شد به با هق هق و بلند گریه کردن 
بالشو گرفتم تو دهنم که صدام تابلو نشه 
ببخشید 
حالم واقعا بده 
و فکر کن نیم ساعت دیگه باید برم سر کار !
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۱ پلڪــــ شیشـہ اے
بعدا میام جواب میدم :)
گریه خوبه آدمو سبک میکنه.
یه بخشی از حس و حالت و درک میکنم. یه بخش کوچیکش رو.
چون بالاخره هیچ کسی جز خود آدم نیست که بدونه چی میکشه.
پاسخ:
دیشب کریه 
الان گریه 
کی گفته آدمو سبک می کنه؟ 
سرم درد می کنه 
دلم پره 
پررررر 
فایده هم نداره 
سالهاست که 
دیگه هیچی هییییچ فایده ای نداره 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۳ مریــــ ـــــم
نه بابا خواهش میکنم
بنظرم این صفحه رو ببند
و برو صورتتو بشور یه لیوان آب بخور
فعلا‌همینا میتونه یه کم آرومت کنه
پاسخ:
اون وقتی کردم 
باز دوباره شروع شد 
کاری ندارم تو خونه 
در و دیوار خونه هم همینا رو بهم میگن 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۷ پلڪــــ شیشـہ اے
بله بله.گریه هم کمش حال آدم و خوب میکنه.
زیادشم اگر فقط در راه خدا باشه افسردگی نمیاره.
ببخشید اذیتت کردم. 
:*
درست میگی به خانم ها تذکر زیاد داده شده. که نشون دهنده اهمیت نقش و جایگاهشونه
ولی به آقایون هم تذکر داده شده.
منتهی، این که کی به وظایفی که به عهده اش هست عمل کنه یه چیز دیگه است. 
به قول شما، در عمل شاید خانم ها خیلی بیشتر از حدش ازشون انتظار میره و در مقابلش آقا به وظایفی که داره در مقابل حقوق همسرش عمل نمیکنه و زن این وسط ضعیف و ضعیف تر میشه و دستش به جایی بند نیست مقابل ظلمی که بهش میشه.


پاسخ:
نه نه 
نشد دیگه 
سر من شیره نمال 
نشون دهنده ی اهمیت چایگاه عمه شه؟ که تو رو طلاق بده یکی دیگه بگیره؟ به همین راحتی! یا خیلی ناراحتش میشه اینکه پولتو میده؟ پولتو؟؟؟ قیمتتو میده تازه اونم قسطی؟ ها؟ 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۰ پلڪــــ شیشـہ اے
میدونی چی دارم میگم.
میگم درستش اونه، جایگاهش ویژه است و همه جا هم توصیه شده با احترام و مهربانی با خانم برخورد بشه. اهمیت جایگاهشم واسه اینه ه زن نقش مهمی توی تدام زندگی مشترک داره با گذشت و ایثار و وظیفه سخت همسرداری کردن که گفته شده خوب همسرداری کردن جهاده.
ولی توی جامعه، خیلی فاصله است بین اون چیزی که باید باشه و اون چیزی که هست.
مردا زور میگن، حقوق خانمشون و پایمال میکنن، یه عده شون مهریه رو میدن، یه عده دیگه شونم با دوز و کلک از زیرش فرار میکنن. (مرد خوب و پاک و مومن هم داریم که البته این کارها رو نمیکنه)
پاسخ:
کدوم عده شون میدن؟ تازه مگه حق همسر فقط مهریه شه؟؟؟
مرد نقشی در تداوم زندگی نداره؟ اخلاقش رفتارش؟ چرا داره خییییلی هم داره 
اندازه زن هم داره 
اما کو؟؟؟؟
تو می دونستی نصف اموال مرد مال زنشه؟ یکی از فامیلای ما رو همین پنج سال پیش بعد سی سال زندگی مشترک طلاق دادن به همین آب خوردنی! مهریه شم دادن!!! ۳۸ میلیون! یعنی بعد سی سال زندگی ۳۸ تومن دادن گفتن برو به سلامت 
تازه مرده کی بود؟ یه مومن همییییشه مسجد رو! همیشه قرآن صبح بخون 
یه مردی که خیییییلی به مادرش رسیدگی می کرد! نمونه یک مرد مسلمان :| 
عالم و آدم گفتن نکن 
ولی راحت این کار رو کرد 
با اووون همه پولش رفت زد به نام داماد خواهرش تا حق زنشو نده! به همین سادگی به همین خوشمزگی!
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۹ پلڪــــ شیشـہ اے
حقوق همسر و مهریه رو جدا نوشتم. چون حقوق همسر که فقط مهریه نیست.
نگفتم که نقشی نداره. مسلما  مرد هم نقش کمی نداره. بالاخره برای ماندگاری رابطه باید دو طرف تلاش کنند. زن که نمی تونه همیشه خدا سنگ زیرین آسیاب باشه.
بنده خدا خانم.

:) 


پاسخ:
هن لباس لکم 
و انتم لباس لهن 
والا از این چیزی جز اهمیت یکسان هر دو برداشت نمیشه کرد 
لبخند نداره پلک 
برای زنی که چهارده سالکیش وارد زندگی اون مرد شد و سی سال بعد پرت شد بیرون 
و فکر نکنی من فامیل زنه هستم 
که اون آقا هست که محرم منه! 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۹:۱۲ پلڪــــ شیشـہ اے
نه اون خنده کردنم ربطی به اون صحبت شما نداره.
بله عزیزم، منم که گفتم حق با شماست.
زنها در اثر طلاق بیشترین آسیب و میبینند، نسبت به مردها.
پاسخ:
عمرا اگه مردها آسیب ببینن :/
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۵ پلڪــــ شیشـہ اے
آسیبش واسشون اینه که مقایسه واسشون پیش میاد.
:|
دو هفته بعد طلاقم یادشون میره خانم طفلی شون رو.
نهایتش همینه.
حالا مگر اینکه واقعا خانمشون بد و بدجنس بوده باشه که دیگه از ازدواج سیر بشن. 
پاسخ:
مقایسه واسه همه پیش میاد 
بله 
یادشون میره 
مثل حسین من که منو فراموش کرد 
و عید ۹۳ باهام قرار گذاشت روز پنج فروردین بریم دادگاه واسه طلاق 
و من از زور غصه ی اینکه ایییینقدر دلش میخواد طلاق بده که پنج فروردین رو تقویم تعطیل نیست (جمله خودش) ۴۸ ساعت گریه کردم! روز اول و دوم عید رو فقط گریه کردم! و اون آخر عید که شد می دونی چی گفت؟ 
گفت تو فقط میخواستی نذاری من مسافرت برم! تو که نمتونی مستقل تصمیم بگیری حرف نزن 
و من بعد طلاقم فهمیدم اون موقع زن داشته :'( 
اون تو فکر مسافرت عید بوده و ن. گریه می کرده 
وااای از اون سالها و واااای از سایه شون و وااای از من و وای از این زندگی پر ِ غم 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۲ پلڪــــ شیشـہ اے
ناراحت نباش عزیزم.
این و نگفتم که اذیت بشی و یادآوری بشه
هرچند که میدونم سخته خیلی ...
:*
عجب. بهت نمیگم دلتنگ نباش و این آدم لیاقت نداشته، چون آدم غمش واسه خودشه نه اون طرف. ولی واقعا لیاقت نداشته.
پاسخ:
از تیر ۹۱ که گفت طلاق تا عید ۹۲ که عید گریان من بود هشت ماهه خواهر جان 
و مرد چرا هشت ماه صبر کنه وقتی اسلام نازنینم راهشو براش باز گذاشته؟ 
وقتی مملکت عزیزم راهشو براش باز گذاشته؟ همون مملکتی که میاد میگه شناسنامه ی تو فرق داره اگه یه پرده ای که شوهرت! پاره می کنه رو داشته باشی یا نه! 
تو لحظه عقد میگن دوشیزه ی باکره! انگار دوشیزه خودش کمه باز باکره باکره هم می کنن چون دختر تمامش خلاصه شده تو یه پرده ی زپرتی کثیف لجن مزخرف 
.
.
.
آره میگمت که 
دلم برای روزای متاهلی بیشتر تنگ میشه تا خود حسین 
مقایسه هم همونطور که گفتم هم برای مرد پیش میاد هم برای زن 
و چیزی نیست که بگیم در مرد تنهاست :/ 

۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۱ پلڪــــ شیشـہ اے
:|
قانون که زیاد هست. خدا کنه کسی بخواد اهل قانون باشه. :/ میدونی، به هر قانونی عشق شون بکشه عمل میکنند. وگرنه قانون خدا هم هست که با زن با لطافت و احترام برخورد بشه. :| ولی کو?! 
البته نمیگم همه قوانین کشور بی نقصه.



اوهووم.
منم میخواستم بگم که مرد، آسیبی که میبینه خیلی جزئیه، نهایتش همون مقایسه. همین.

:* ببخشید هی میام اذیتت میکنم. 
پاسخ:
بی خیال...
اون چیه استوری گذاشتی؟ آرایشی ایرانی هم مگه داریم؟ 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۰ پلڪــــ شیشـہ اے
بله بله. 
لوازم آرایشی اینلی ایرانی هستش
برندهای ایرانی دیگه ای هم داریم.
اما این یکی رو چون فروشگاه دانشگاه اصفهان تخفیف زده بود، استوری گذاشتم.
آدرس کانالشون هم اون پایینش هست.
خیلی خوب و با کیفیت هستن.
پاسخ:
اینلی یک مارکه؟ 
خوب یک کم اسمش فارسی تر می بود ملت می فهمیدن! 
سینره است انگار درسته؟ 
آدرس کانالشو برداشتم اتفاقا 
ما کجا اصفهان کجا :) 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۲:۵۴ پلڪــــ شیشـہ اے
نه اسمش سینره نیست. 
ولی ظاهرا یه گروه تولیدی هستن که این ها رو تولید می کنند.
سینره، این لی، مای، موتاک، ترنجان، هیدرودرم و ...
پاسخ:
همه اینا ایرانی اند؟ ایول بابا 
اتفاقا کرم سفید کننده ام تموم شده 
برم ببینم چی یافت وکنم :))) 
هیدرودرم ایرانیه؟ تو رو جان ما!؟ 😲
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۲:۵۸ پلڪــــ شیشـہ اے
بعضی از داروخانه ها توی هر شهری دارن.توی سایتش بری، نوشته کجاها دارن انگار.
پاسخ:
آره منم واسه آشنایی با محصولاتش آدرس را زدم 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۳:۰۴ پلڪــــ شیشـہ اے
بلی بلی
اوهوم ایرانیه.
پاسخ:
واقعا فکرشم نمی کردم 
مرسی شب بخیر 
۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۷ پلڪــــ شیشـہ اے
شب بخیر عزیزم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">