http://bayanbox.ir/info/2521631608745910525/6646122031172123611966652213112440200170 شما که غریبه نیستید هوشنگ مرادی کرمانی :: روزمرگی هایم

روزمرگی هایم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

شما که غریبه نیستید هوشنگ مرادی کرمانی

سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ب.ظ

با داداشم برنامه ریخته بودیم من برم مشهد پیشش 

پنجشنبه شبکار بودم و میخواستم بعدش برم مشهد 

اما خوب به خاطر ماجرای مزخرف خواستگار عوضی هفته ی پیش اینقدر حالم بد بود که جمعه فوق العاده عصبی بودم و نتونستم برم 

کتاب داستان واسه داداشم گرفته بودم چون می گفت اونجا خیلی تنهاییش می کنه و حوصله اش سر میره چون به دلایل مختلف جایی هست که خیلی خلوت میشه عصر و شبها 

کتاب شما که غریبه نیستید رو از عصر پنجشنبه شروع کردم و تا نزدیک ظهر شنبه تمومش کردم 

روایت جالب و گیرا از زندگی کودکی و نوجوانی نویسنده 

واقعا پیشنهاد می کنم بخونیدش خیلی قشنگ و دلنشین بود :) 

چند روزه تو ذهنمه پستش کنم ولی خوب هی یادم میرفت! دیگه امروز با سه تا پست ترکوندم پنلم‌ رو 

الانم میخوام نسکافه بخورم اجیر شم چون خوابم که نمیبره :/ 

نود درصد مواقع خوابم نمیبره 

باز نصفه شب تو بخش مرگ خواب میشم! 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۲
برگ سبز

کتاب

نظرات  (۶)

اره خیلی کتاب خوبیه کلا کتابا این نویسنده عالیه...
با زبان ساده و گیرا
پاسخ:
ته خیار رو هم گرفتم 
خیلی فرق فوکوله 
چطوری یسنا سادات جان؟ :)
من خوندمش خیلی قشنگه واقعا (:
داستانای اقای مرادی کرمانی خیلی به دل می شینه(:
پاسخ:
آره انصافا 
۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۲ تسنیم ‌‌
منم بچگی یه کتاب از هوشنگ مرادی کرمانی خوندم، اینقد چسبید، اینقد چسبید، اینقد چسبید که حد نداره! اسمش خمره بود، از روش فیلم و کارتون هم ساختن. خلاصه خیلی قشنگ بود :)

پاسخ:
نه من این اولین کتابی بود خوندم 
اونم به بهانه ی گرفتنش واسه داداش عزیز عزیز عزیزترینم :) خخخ
ممنونم عزیزم خدا رو شکر:)

خودت خوبی دماغت چاقه؟:)
پاسخ:
قربانت منم بد نیستم :) 
فک کردم اسم خاستگار جدیده است! :))
پاسخ:
😒 چیششششش
۱۳ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۶ بلوط خانوم
کتاب "مثل ماه شب چهارده" ش رو معلم دخترم بهش هدیه داد. اول هی غر زد که چیه من کتاب قصه ایرانی دوست ندارم. بعد که خوند حسابی خوشش اومد. برای کودکانه اما من هم خوندم دوست داشتم.
پاسخ:
بهش می گفتی هر گردی که گردو نمیشه :) نویسنده داریم تا نویسنده :) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">