http://bayanbox.ir/info/2521631608745910525/6646122031172123611966652213112440200170 چجوری میشه قدرت تصمیم گیری را بالا برد؟ :: روزمرگی هایم

روزمرگی هایم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

چجوری میشه قدرت تصمیم گیری را بالا برد؟

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۰ ب.ظ
راهکار
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۲
برگ سبز

شخصی

نظرات  (۴)

سلام
خلوت کردن...
پاسخ:
وات؟ 
نه من خلوت می کنم سر تصمیم گرفتن فقط دیوونه میشم 
چون انصافا تصمیم گیریم حدود ۹۰ درصد به بقیه و نظراتشون بستگی داره 
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۶ بلوط خانوم
من یه کتابی درباره اراده میخوندم که نوشته بود: اراده کردن و تصمیم گرفتن مثل عضلات بدنه. همونطور که هر چه بیشتر ورزش کنی و از عضلات بدنت کار بکشی، قویتر میشن، هر چی از اراده ات کار بکشی و تصمیمهای بیشتری بگیری اراده ات قوی تر میشه. کوچک و بزرگ بودن تصمیم مهم نیست. تعدادش و قاطعیت در اجراش مهمه. برعکس هر چی بیشتر توی تردید و دو دلی بمونی، اراده ات ضعیفتر میشه.  خلاصهء کتابه همین بود.
پاسخ:
سلام 
مرسی که به این پست جواب دادین ^__^
خوب چجوری توی تردید و دو دلی نمونیم؟ من همیشه ی خدا مسئله ام همینه 
باید یک نفر تصمیمم را تایید کنه یا هدایتم کنه برای یک تصمیم :| این دومی یعنی گاهی دلم میخواد یک نفر دیگه به جام تصمیم بگیره و این گاهی خیلی وقتهاست! 
و اگر پیدا نکنم دیگری را مدتها در تردید می مونم 
مدتهای خیییییلی طولانی حتی! :(
۰۳ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷ بلوط خانوم
سلام و درود به شما
چی میخواد بشه مگه؟ اگه تصمیم بگیری بین الف و ب، ب رو انتخاب کنی، مگه چه اتفاقی میفته؟ یا مثلا اگه تصمیم بگیری از الان هر روز شنبه ساعت 4  هر جا باشی یک کار مشخص رو انجام بدی، آسمون به زمین میاد؟
به بقیه نگاه کن. ببین چی میکنن. اگه کلاس ورزش میرن بگو مگه من چمه که نمی تونم برم؟ اگه از هنرش پول درمیاره بگو مگه من چمه که نتونم؟ اگه هم شاغله هم خونه دار بگو مگه من چیم از اون کمتره؟ همین. اینا مثاله. اصل اینه که خودت رو بنداز تو میدون عمل! عمل کن! 
فکرت به جایی قد نمیده؟ استخاره کن! اصلا قرعه بنداز!
اتفاقا چند وقت قبل یه برنامه ای از تلویزیون پخش میشد، شرح احوالات یکی از علما و بزرگان اسلامی بود. یادم نیست کی بودن. ولی یک آقایی که درباره ایشون حرف میزد، میگفت یکی از ویژگیهاش این بود تو دودلی نمی موند. حتی اگه شده قرعه بندازه، یا با تسبیح استخاره کنه، بالاخره تصمیم میگرفت و کاری انجام میداد. 
ببین اگه فکر آدم جواب بده خب آدم فکر میکنه. وقتی فکر جواب نده، چه کنه؟ عمرش رو برای چی بابت تصمیمهای نگرفته کوچک هدر بده؟ هی چکنم... چکنم... چکنم...
حیف عمرته.
میدونی دیگران چرا تاییدت نمیکنن؟ چون برای چیزهایی ازشون تایید میخوای که نیازی به تایید اونها نداره. اونا تو رو عاقل و بالغ و خودکفا و مستقل می بینن، اما تو خودت نه.
پاسخ:
سلام 
در مورد تعویض شیفتهام همیشه با مامان زنگ میزنم چون میترسم شیفت عوض کنم اونا که دقیقه نودی هم هستن یه برنامه بذارن 
هربار یه تصمیمی گرفتم بعدش پشیمون شدم راستش :/ منظورم در تصمیمات قاطعانه امه!!!
اما اونایی که میگم طولش میدم تصمیمات عجیب غریب بزرگیه که برام پیش اومده اونها رو اونقددددر کشش دادم که خودبخود به یک سمتی بره 
مثل زمانی که شوهرم اسم طلاق را آورد و بعد چون من تصمیم نگرفتم قبول کنم یک سال و اندی زجر کشیدم تا خانواده هم موافق بشن و یک طلاق دیگه در فامیل رقم بخوره و ترس از طلاق بریزه و من برم دادگاه خوب ثمره ش چی بود؟ یه آدم استرسی بودم استرسی تر شدم 
و اون آقا در همون تایم زن و بچه دار شد 
چرا؟ چون نمیتونستم تصمیم بگیرم چون یک بار که تصمیم گرفتم طلاق را قبول کنم از طرف خانواده مواخذه شدم 
در مور انصراف از رشته ام تصمیم گرفتم و حتی خانواده قبول کردن اما رفتم دانشگاه و منصرف شدم 
در مورد انصراف از ارشدم چون خانواده موافق نبودن مرخصی گرفتم و بعد ولش کردم 
بعد چند سال وقتی طلاق گرفتم جوگیر شدم و برگشتم (اون موقع دارو میخوردم) داروها را باز با یه اتفاق!!! ول کردم یعنی تصمیم گیری برای کنار گذاشتن داروهام بادیه اتفاق و بعد اصرار مامان انجام شد و بعد این قضیه باز از ارشد فاصله گرفتم و الان یکی از طولانی ترین دوره های ارشد ایران فکر کنم مال منه! 
اینایی که میگم خیلی مهارتها توشه که تصمیم گیری جزوشونه 
من همیشه از تصمیم گیری فرار می کنم چون مسئولیت تصمیم ها با خود آدمه و من از مسئولیتشون میترسم 
۰۴ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۵ بلوط خانوم
 
ببین اینها که گفتی تصمیم های واقعا بزرگی هستن. منم بودم نمی تونستم سریع و قاطع دربارشون نظر بدم. اصلا به نظرم عاقلانه نیست که آدم سریع و قاطع تصمیم به طلاق یا انصراف از تحصیل بگیره.
 من دربارهء چیزهای معمولیتر حرف میزنم. مثل همین شیفت کاری.
از مامانت اجازه نگیر. بهش اطلاع بده. وقتی شیفتت شروع شد اطلاع بده که شیفتم.  
ببخشید. نمیخواهم دخالت کنم. راهیه که به فکرم رسید.
امیدوارم موفق باشی و خدا تو حل مشکلات بهتون کمک کنه.

پاسخ:
خدا خیرت بده بلوط خانم :) راستش به حرفهات فکر کردم 
منظورم این نبود که مسائل من متفاوتند 
شایدم بس که تو مسائل کوچیک تصمیم نگرفتم و یاد نگرفتم تو مسائل بزرگ اینجور لنگ موندم 
چون تو مسائل بزرگ هی کش دادمو کش دادم و کش دادم تا....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">