http://bayanbox.ir/info/2521631608745910525/6646122031172123611966652213112440200170 لیلا، نرگس می دونین آقای ل. چندسالشه؟!!! :: روزمرگی هایم

روزمرگی هایم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

لیلا، نرگس می دونین آقای ل. چندسالشه؟!!!

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۴۱ ب.ظ

دقیقا بعد از اینکه آقای ل. ماجرای غیرقانونی استخدام شدنش را توضیح داد من سرگیجه گرفتم 

کپ کرده بودم که اونقدر کار قانونی انجام شده که الان نشسته و برای دکتر ح. داره تعریف می کنه 

دکتر ح. که چه عرض کنم جلو همه ی ما داشت تعریف می کرد

من تنها خانم جمع بودم و ۳ تا پسر و دکتر ح. 

ماجرا هم سن آقای ل. بود

آقای ل. قبلا جای دیگه ای کارمند بوده یه جای باکلاس 

اِ...اِ...اِ... میگم کلا با کلاس بود رفتارش هااا (در عین خاکی بودن) و خانمش هم مسئول یه قسمت اداری مهم هست که علت رئیس اونجا شدن بازنشستگی نفر قبلی بود از نظر من 

وقتی آقای ل. داشت توضیح میداد که چکار کرده چند دفعه سن تولدشو گفت و من کُپ کرده تماشاش می کردم و دوست داشتم جیغ بزنم!!! 

تا وقتی که رفت 

و من شروع کردم که زنش چند ساله است پس!؟ آخه آقای ل. به نظر من باید حداقل شش هفت سال ازم بزرگتر می بود و اون خانم هم حداقل ۵ سال 

نه اینکه آقای ل. صرفا دو سال!!! از من بزرگتر باشه!!!! 

یا خود خدا! 

لیلا که اومد تو کشیدمش پیش خودم 

لیلا آقای ل. فقط دو سال ازمون بزرگتره 

چشمای لیلا هم گرد شد 

خانمش چی؟ جفتمون ماتمون برده بود 

یه دونه بچه هم بیشتر ندارن 

بعد پیله کردم خانمش چند سالشه خانمش 

بذار سری بعد برم پیش خانمش حتما ازش سنش را می پرسم 

دکتر ح. می گفت تو چی کار داری و اینا 

و من اصلا نمتونستم جلو اون سه تا پسر حرف بزنم 

می گفتم دو سال ازش کوچیکترم :| نچ عمرا! 

بلند که شدم سرم گیج رفت! از این سرگیجه های واقعی که اتاق دوران میکنه!! 

تا وقتی بیام از بخش بیرون هم خوب نشدم! 

آخر هم خواستم بیام نرگس را دیدم و گفتمش دقیقا بالاسر دکتر ح. 

چشای نرگس را که لازم نیست توضیح بدم؟ 

بعدم به دکتر ح. گفتم اون از من دو سال بزرگتره دکتر 

برای همینم می گفتم کپ کردم و باورم نمیشه این چیزی بود که نمیخواستم جلو پسرا بگم 

دکتر نگاهم نکرد ولی گفت 

آها از اون لحاظ 

منم گفتن آره از اون لحاظ 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۰
برگ سبز

کاری

نظرات  (۴)

منم وقتی فهمیدم یکی از هم دانشگاهی هام شش ماه فقط ازم بزرگتره میخواستم سرم رو بکوبم تو دیوار
احساس میکردن زیادتر از سنش بهش احترام گذاشتم
پاسخ:
بحث احترام نیست 
من واقعا سرخورده ام 
اینکه چهره ام خوب مونده واقعا اهمیتی نداره چون سنم بالاست :/ خیلی هم بالاست 
لیلا و نرگس نفری دو تا بچه دارن 
این آقا هم یک بچه داره 
خانمش رئیس یه جای مهمه 
اونوقت من :/ اونقدر پس رفت کردم که 
آه خدا 
چققققدر برعکسم 
چقققققدر برعکس 
۲۰ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۴۸ ام اسی خوشبخت
خب سن بعضی ها به چهرشون نمیاد، خصوصا در مورد آقایون زیاد دیدم.
پاسخ:
باور کن سی و دو سال داره داغونم می کنه 
کمتر از هفت ماه دیگه هم میشه ۳۳ سال 😔
تازه فقط آقای ل. نیست 
چند روزه متولدین سن خودم را تو ارباب رجوعها می بینم که همه چهره هاشون بیشتر می خوره 
مثل من خوب موندی 😉
دیروز هی یه این کنکوری ها میگفتم من 10 سال پیش پیش دانشگاهی رو خوندم بچه ها باور نمیکردن که
فکر میکردن شوخی میکنم😂
پاسخ:
ده سال پیش؟ ده سال پیش سال آخر دانشگاه بودم :((
تمام سعیم رو میکنم اینطور فکر کنم
اینطور چرتکه انداختن خیلی رو روحیه ادم اثر منفی میذاره
تازه ادم از فردای زندگیش خبر نداره
تازه بماند که من الان واقعا دلم میخواست از نظر شغلی در جایگاه شما باشم تا استقلال اینکه بتونم تصمیماتی که برای زندگیم دارم رو عملی کنم داشته باشم
پاسخ:
چه تصمیماتی مثلا :| 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">